بازگشت انسان قرن بیست‌ویکم به ماقبل تمدن/ وقتی بمب‌های آمریکایی-صهیونی بر حافظه بشریت فرود می‌آیند

در روزگاری که جهان مدعی ورود به عصر فناوری، هوش مصنوعی و پیشرفت‌های شگرف علمی است، صدای انفجار بمب‌ها و موشک‌ها بار دیگر بر سرزمینی طنین انداخته که گهواره بخشی از کهن‌ترین روایت‌های تمدن بشری است. سرزمینی که آثار و محوطه‌های تاریخی آن، بخشی از حافظه مشترک بشریت به شمار می‌رود. اکنون پرسش بنیادین این است که در برابر تهدید و آسیب به این میراث جهانی، نهادهای بین‌المللی چه مسئولیتی بر عهده دارند و آیا سکوت کنونی آنان با مأموریت تاریخی‌شان سازگار است؟

میراث‌آریا: آنچه این روزها در زیر آوار انفجارها دفن می‌شود، بخشی از حافظه تاریخی بشر است؛ حافظه‌ای که طی هزاران سال شکل گرفته و از دل نسل‌های بی‌شمار انسان‌ها به امروز رسیده است.

بمب‌هایی که بر سر این سرزمین فرو می‌ریزند، تنها خانه‌ها، شهرها و زندگی انسان‌ها را هدف نمی‌گیرند؛ بلکه به قلب تمدنی حمله می‌کنند که بخشی از تاریخ مشترک همه انسان‌هاست. هر ضربه‌ای که به آثار تاریخی، محوطه‌های باستانی و بناهای کهن وارد می‌شود، در واقع ضربه‌ای به حافظه فرهنگی جهان است.

میراث‌فرهنگی در حقیقت روایت زیست انسان در طول تاریخ است. روایت تلاش برای بقا، خلاقیت، سازگاری با طبیعت و شکل‌گیری فرهنگ‌ها و تمدن‌هایی که امروز شالوده هویت انسانی را ساخته‌اند.

از این منظر، هرگونه آسیب به این میراث، خسارتی جهانی است که تمام بشریت را متأثر می‌کند.

سرزمینی با قدمتی فراتر از بسیاری از دولت‌های امروز جهان

ایران از جمله سرزمین‌هایی است که قدمت تمدنی آن به ده‌ها هزار سال پیش بازمی‌گردد. در گوشه‌گوشه این جغرافیای تاریخی، ردپای انسان از دوره‌های پیش از تاریخ تا تمدن‌های بزرگ باستانی به چشم می‌خورد.

در میان این شواهد، دره‌ها و محوطه‌های پیش از تاریخ خرم‌آباد جایگاهی ویژه دارند. این دره‌ها که در دل رشته‌کوه‌های زاگرس آرام گرفته‌اند، یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های انسان در دوران پیشاتاریخ به شمار می‌روند؛ مناطقی که پژوهش‌های باستان‌شناسی قدمت سکونت انسانی در آن‌ها را تا حدود ۶۳ هزار سال پیش نشان داده است.

در این دره‌ها، انسان‌های نخستین پناه می‌گرفتند، ابزار می‌ساختند، شکار می‌کردند و نخستین تجربه‌های زیست اجتماعی را رقم می‌زدند. غارها و محوطه‌های این منطقه برای مطالعات جهانی درباره تکامل انسان و شکل‌گیری فرهنگ‌های اولیه اهمیت دارند.

این مناطق امروز به‌عنوان بخشی از میراث جهانی شناخته می‌شوند و به همین دلیل حفاظت از آن‌ها تعهدی بین‌المللی محسوب می‌شود.

از زیست نئاندرتال‌ها تا انسان قرن بیست‌ویکم

شگفتی تلخ روزگار در اینجاست که همان دره‌هایی که هزاران سال پیش مأمن انسان‌های نئاندرتال و دیگر گونه‌های اولیه انسانی بودند، امروز شاهد صحنه‌هایی هستند که با مفهوم تمدن مدرن ناسازگار به نظر می‌رسد.

انسان‌های نخستین که در این دره‌ها زندگی می‌کردند، ابزارهای ابتدایی داشتند و درک محدودی از جهان پیرامون خود داشتند، اما زیست آنان با طبیعت اغلب در نوعی تعادل و همزیستی شکل می‌گرفت.

امروز اما در قرنی که بشر به فضا سفر می‌کند، فناوری‌های پیشرفته می‌سازد و از پیشرفت‌های علمی بی‌سابقه سخن می‌گوید، همان سرزمین‌های کهن با خطر نابودی در اثر جنگ و خشونت روبه‌رو شده‌اند.

اگر دره‌های پیش از تاریخ خرم‌آباد توان سخن گفتن داشتند، شاید روایت دیگری از مفهوم تمدن ارائه می‌دادند؛ روایتی که در آن، زیست مسالمت‌آمیز انسان‌های اولیه با طبیعت در برابر تخریب گسترده ناشی از فناوری‌های جنگی امروز قرار می‌گرفت.

عقب‌نشینی تمدن یا پیشرفت تکنولوژیک؟

در نگاه نخست، جهان امروز در اوج پیشرفت علمی و فناوری قرار دارد. اما حوادثی از این دست پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: آیا پیشرفت تکنولوژیک لزوماً به معنای پیشرفت تمدنی نیز هست؟

تمدن تنها به ابزارهای پیشرفته، شهرهای بزرگ یا دستاوردهای علمی محدود نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین شاخص‌های تمدن، نحوه مواجهه انسان با میراث گذشته و مسئولیت او در قبال تاریخ و فرهنگ بشری است.

وقتی بمب‌ها بر سر محوطه‌هایی فرو می‌ریزند که حامل روایت‌های هزاران ساله زندگی انسان هستند، این پرسش مطرح می‌شود که آیا بشریت در حال پیشروی است یا در حال بازگشت به دوره‌ای پیش از شکل‌گیری ارزش‌های تمدنی؟

به بیان دیگر، اگر یکی از شاخص‌های تمدن احترام به میراث‌فرهنگی و تاریخی باشد، تخریب این میراث را باید نشانه‌ای از نوعی عقب‌گرد تمدنی دانست.

آزمون مسئولیت نهادهای بین‌المللی

در چنین شرایطی، نگاه‌ها به سوی نهادهای بین‌المللی معطوف می‌شود؛ نهادهایی که مأموریت آن‌ها حفاظت از میراث مشترک بشریت است.

در رأس این نهادها، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، یعنی یونسکو قرار دارد؛ نهادی که با هدف صیانت از میراث‌فرهنگی و طبیعی جهان شکل گرفته و بسیاری از مهم‌ترین آثار تاریخی و محوطه‌های باستانی جهان را در فهرست میراث جهانی ثبت کرده است.

ثبت جهانی یک اثر به معنای آن است که جامعه جهانی ارزش آن اثر را به رسمیت شناخته و حفاظت از آن را به عنوان مسئولیتی مشترک پذیرفته است.

از همین رو، هرگاه میراث ثبت‌شده جهانی در معرض تهدید قرار گیرد، انتظار می‌رود این نهادها با موضع‌گیری‌های روشن و اقدامات مؤثر از آن دفاع کنند.

سکوتی که پرسش‌برانگیز شده است

با این حال، آنچه در روزهای اخیر بیش از هر چیز توجه جامعه میراث‌فرهنگی را جلب کرده، سکوت نسبی نهادهای بین‌المللی در برابر تهدیدها و آسیب‌هایی است که متوجه میراث‌فرهنگی این سرزمین شده است.

این سکوت در حالی رخ می‌دهد که بسیاری از آثار و محوطه‌های تاریخی ایران، از جمله برخی از مهم‌ترین نمونه‌های میراث جهانی، در معرض خطر قرار دارند.

برای پژوهشگران، باستان‌شناسان، فعالان میراث‌فرهنگی و متخصصانی که سال‌ها عمر خود را صرف حفاظت از این آثار کرده‌اند، این سکوت پرسش‌هایی جدی ایجاد کرده است.

آیا سازمان‌هایی که برای حفاظت از میراث جهانی تأسیس شده‌اند، در بزنگاه‌های حساس تاریخی نیز به همان اندازه فعال و مسئولیت‌پذیر هستند؟
آیا ثبت جهانی یک اثر تنها به معنای شناسایی ارزش آن است یا تعهدی واقعی برای دفاع از آن نیز به همراه دارد؟

میراثی که متعلق به همه بشریت است

واقعیت آن است که میراث‌فرهنگی یک کشور، در بسیاری از موارد فراتر از مرزهای ملی اهمیت دارد. تمدن‌ها در خلأ شکل نگرفته‌اند؛ آن‌ها در تعامل با یکدیگر و در بستر تاریخ مشترک بشر شکل گرفته‌اند.

از این رو، نابودی هر بخش از این میراث، به معنای از دست رفتن بخشی از روایت کلی تاریخ انسان است.

اگر غاری باستانی، یک شهر تاریخی یا یک محوطه پیش از تاریخ از میان برود، آنچه از دست می‌رود بخشی از دانش ما درباره گذشته بشر، شیوه زندگی نیاکان ما و مسیر تکامل فرهنگ انسانی است.

پرسشی که همچنان باقی است

امروز بسیاری از متخصصان میراث‌فرهنگی در ایران و جهان با نگرانی تحولات اخیر را دنبال می‌کنند. آنان می‌دانند که حفاظت از میراث‌فرهنگی در زمان بحران‌ها و درگیری‌ها یکی از دشوارترین وظایف جامعه جهانی است.

اما در عین حال، باور دارند که همین لحظات بحرانی است که میزان تعهد واقعی نهادهای بین‌المللی را آشکار می‌کند.

امروز پرسشی مشترک در میان میراث‌داران، پژوهشگران و دوستداران فرهنگ و تاریخ در سراسر جهان شکل گرفته است:

آیا نهادهایی که خود را حافظ میراث بشریت می‌دانند، در برابر تهدیدهایی که این میراث را نشانه گرفته‌اند، سکوت خود را خواهند شکست؟

پاسخ به این پرسش نه تنها برای سرنوشت میراث‌فرهنگی یک کشور، بلکه برای اعتبار نظام جهانی حفاظت از میراث بشری اهمیت خواهد داشت.

انتهای پیام/

کد خبر 1404122400927
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha